داستان های مدیریتی(آسانسور کُند)

ساخت وبلاگ
چکیده : فرض کنید شما مالک یک ساختمان اداری هستید و مستاجرهای شما در مورد سرعت کم آسانسور ساختمان شکایت دارند... با عنوان : داستان های مدیریتی(آسانسور کُند) بخوانید :
فرض کنید شما مالک یک ساختمان اداری هستید و مستاجرهای شما در مورد سرعت کم آسانسور ساختمان شکایت دارند. آنها گفته‌اند اگر مشکل را حل نکنید، قرارداد را فسخ خواهند کرد.
چه راه ‌حل‌ هایی برای این مساله به ذهنتان می‌رسد

عموما افراد در پاسخ به این سوال به سرعت راه‌حلهایی از قبیل:‌ تعویض آسانسور، نصب موتور جدید و یا بهبود الگوریتم مدیریت آسانسور را مطرح می‌کنند.
این راه‌حل‌ها در فضایی شکل گرفته که مساله بالا به این صورت در ذهن تعریف شده است: سرعت حرکت آسانسور کند است و باید آن را بیشتر کرد.
اما وقتی این مساله به مدیران ساختمان ارائه شد، آنها راه‌حل بسیار زیباتری را به کار گرفتند: آنها یک آینه در کنار آسانسور قرار دادند، این اقدام ساده، به طور شگفت‌آوری در کاهش شکایات موثر بود.
وقتی افراد چیزی که برایشان جذاب بود (خودشان!)را در آینه می‌دیدند، گذر زمان و تاخیر آسانسور را کمتر حس می‌کردند.

نتیجه گیری :
مدیران ساختمان چگونه به این راه‌حل رسیدند: آنها مساله را به نحو دیگری تعریف کرده و از زاویه دیگری به آن نگاه کرده بودند، مساله از دیدگاه آنان، این بود: احساس انتظار برای رسیدن آسانسور اذیت‌کننده است، باید احساس انتظار را کم کنیم.
شناسایی زوایای متفاوت یک مساله، برخی اوقات می‌تواند به بهبود‌ های کم‌ هزینه ولی موثری منجر شود.

برچسب‌ها: حصن حصین , حرف های ناب , داستان های مدیریتی

...
نویسنده : بازدید : 18 تاريخ : جمعه 20 مرداد 1396 ساعت: 17:25